محمد تقي جعفري
33
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
سر ايمان كامل به درستى دعوى خود ، با حرارتى تا حد جانبازى با هم در آويزند ، از چنين انرژيهايى ، اگر به جاى نابود كردن يكديگر با هم متحد مىشدند ، چه كارها كه ساخته نبود » ( 1 ) 28 « ثمرات پژوهشهاى علمى ، چون به ترتيب توالى تاريخى در نظر گرفته شوند ، زادهء صدفه و اتفاق نيستند و نتايجى كه از آنها ناشى مىشوند نه به دل خواه و بىدليل بلكه به نواخت و آهنگى گاه كند و گاه تند از پى يكديگر آمدهاند و به مفاهيمى منتهى شدهاند كه روز بروز كاملتر و دقيقتر گشتهاند ، بقسمى كه مىتوانيم معارف خود را داراى خصلتى پايدار به شماريم » ( 2 ) 29 « گفتيم كه قوانين طبيعت نه تنها ساختهء انسان نيست بلكه بر انسان تحميل شده است ، وانگهى اگر اين قوانين ساختهء بشر مىبود تا مىشد آن را كاملًا بگونهاى ديگر خيال بست ، بعلاوه مراجعه دادن به كانت سوء تفاهم ناهنجارى پديد مىآورد چه كانت هرگز دعوى نكرده است كه انسان قوانينى براى طبيعت مقرر مىدارد بلكه گفته است كه انسان در حين فرمول بندى اين قوانين چيزى از خود بر آن مىافزايد » ( 3 ) 30 « هر چه كه باشد مىتوانيم بگوييم كه بنا بر آموزش علوم دقيقهء طبيعى ، مجموع جهان طبيعت تابع قوانينى است مستقل از وجود انسان متفكر بر روى زمين . ليكن اين قوانين تا آن جا كه فكر ما قادر به درك آنهاست ، با عملى كه متوجه غايتى است ، وفق دارند به همين عنوان پذيراى فرمول بندى هستند . اين قوانين نظام منطقى جهانند ، نظامى كه طبيعت و بشريت تابع آنست ، هر چند كه حقيقت و كهنه آن براى ما ناشناختنى باشد و بايد هم باشد ، چون كه اين
--> ( 1 ) همان مأخذ ، ص 163 و 164 . . ( 2 ) همان مأخذ ، ص 166 . . ( 3 ) همان مأخذ ، ص 171 . .